*اگه من.... *
"اگه من رییس دنیا بودم"
منتظرشبای عید که نمی موندم !
هروقت سال که بود
برای هرکودک غمگینی
یه بسته هدیه میفرستادم
یه جعبه که توش
پرهء شکلات های خوشمزه
باطعم های، امید، انگیزه، وشادی باشه
تا هیچ کودکی تو دنیا
نگران این نباشه
که اصلابرای چی قراره زندگی کنه...!
اگه من رییس دنیا بودم
به جون خواهرم، که دلش از برگ گلای مریم هم صافتره
میدادم آدم بزرگای فریبکار رو، جای اسب،
ببندن به گاری ها و درشکه ها !!
تا بچه های خوب وُ ساده دل همه دنیا رو
که یه ذره مونده تا دلشون بگیره!
یا بشکنه!
سوارشون کنن ببرن به پارک های خوشگل
تا حسابی بازی کنن
که غصه اصلا نفهمه این بچه های زرنگ کجارفتن...!؟
اگه من رییس دنیا بودم
میدادم هوای زمین رو جوری تصفیه کنن
و زمینو جوری سم پاشی کنن
که یه دونه هم ویروس بیماری روحی روانی،
تو دنیا باقی نمونه
تا مادرم موقع خوردن یه استکان چای
هی چونه هاش نلرزه...
وگوشه های دل منم،
خراش برنداره !
و مادرم گیج و پریشون نشه و...
قوطی داروهای اعصابشو
هی از خواهرم نخواد.
وپدرم...
وپدرم،
با تموم دنیا قهر نباشه.
اگه من رییس دنیا بودم
خوُب، خدا هم بهتر منو می دید دیگه!
شایدم گاهی وقتا
یه جا همو می دیدیم و باهم. حرف میزدیم،
اونوقت ازش میخواستم
با همه بچه های دنیا مهربون تر باشه
تا هیچ بچه ای دیگه افسردگی نگیره
بهش توضیح میدادم؛
که دل بچه ها خیلی نازکه...
زود ترک برمیداره...
زود میشکنه !...
اونم بامهربونی به حرفام گوش میداد
لبخند میزد،
و لابد پلک هاش رو روی هم می ذاشت و میگفت :
چشم .
اونوقت دیگه لازم نبود
کسایی که نوشته های منو میخونن
بفهمن گوشه دل من
چقد زخمیه ... ..
"م.هرا"
mohammadmasoudi - hara...ما را در سایت mohammadmasoudi - hara دنبال میکنید
برچسب: دلنوشته, نویسنده: بازدید: 6